تبلیغات
سایت تخصصی شهدا،سرداران شهید،جبهه و فرهنگ شهادت و ... - داستان آموزنده (آهنگر خدا شناس)

داستان آموزنده (آهنگر خدا شناس)

نویسنده : محمد شعبانی چهارشنبه 15 شهریور 1391 06:41 ق.ظ  •    ارسال شده در: تفکر آسمانی سهم من نوسازی دل علما و بزرگان

آهنگری بود که پس از گذران جوانی پر شر و شور،تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد، حتی مشکلاتش مدام بیشتر می شد!
روزی دوستی به دیدنش آمده بود پس از اطلاع از وضعیت دشوارش به او گفت:
“واقعا عجیب است! درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خدا ترسی بشوی، زندگیت بدتر شده. نمی خواهم ایمانت را تضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده!”
آهنگر بلافاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فکر را کرده بودو نمی فهمید چه بر سر زندگیش آمده است!
اما نمی خواست سؤال دوستش را بدون پاسخ بگذارد، کمی فکر کرد و ناگهان پاسخی را که می خواست یافت.
این پاسخ آهنگر بود:
در این کارگاه، فولاد خام برایم می آورند که باید از آن شمشیر بسازم. میدانی چه طور این کار را میکنم؟ اول فولاد را به اندازه جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که میخواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو میکنم، بطوریکه تمام این کارگاه را بخار فرا می گیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج می برد. یک بار کافی نیست، باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم…
آهنگر لحظه ای سکوت کرد. سپس ادامه داد:
گاهی فولاد نمی تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد باعث ترک خوردنش میشود. میدانم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد لذا آن را کنار می گذارم.
آهنگر باز مکث کرد و بعد ادامه داد:
می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد. ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما میکنم، انگار فولادی باشم که از آب دیده شدن رنج می برد. اما تنها چیزی که می خواهم این است:
“خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی که تو میخواهی، به خود بگیرم…
با هر روشی که می پسندی، ادامه بده،هر مدت که لازم است، ادامه بده…اما هرگز مرا به میان فولادهای بی فایده پرتاب نکن!”




برچسب ها: داستانهای آموزنده ، داستان های کوتاه ، خداشناسی ،
آخرین ویرایش: - -

شنبه 14 مرداد 1396 10:24 ب.ظ
Hello to all, how is all, I think every one is getting
more from this site, and your views are nice for new people.
شنبه 17 تیر 1396 04:51 ب.ظ
you're actually a just right webmaster. The site loading velocity is incredible.
It sort of feels that you're doing any distinctive trick.
Also, The contents are masterpiece. you have done a fantastic
job on this matter!
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:36 ق.ظ
Attractive part of content. I just stumbled upon your website and in accession capital to say that I
get in fact enjoyed account your weblog posts. Anyway I'll be subscribing for your augment and even I
success you get admission to persistently fast.
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:13 ق.ظ
I've been browsing on-line more than three hours today, but
I by no means found any attention-grabbing article like yours.
It is lovely value sufficient for me. Personally,
if all website owners and bloggers made good content as you did, the internet can be a lot more useful than ever before.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 08:13 ق.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up and
let you know a few of the images aren't loading properly.

I'm not sure why but I think its a linking issue.
I've tried it in two different internet browsers and
both show the same results.
دوشنبه 14 فروردین 1396 06:41 ب.ظ
Hello just wanted to give you a quick heads up
and let you know a few of the images aren't loading properly.
I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different browsers and both show the same results.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر