تبلیغات
سایت تخصصی شهدا،سرداران شهید،جبهه و فرهنگ شهادت و ... - خاطره ای از شهید محمود کاوه

خاطره ای از شهید محمود کاوه

نویسنده : محمد شعبانی سه شنبه 29 آذر 1390 07:10 ق.ظ  •    ارسال شده در: علما و بزرگان شیعه شناسی دنیای اسلام هشت سال دفاع مقدس گفتار شهدا خاطرات شهدا وصیتنامه های شهدا عکس های شهدا

دختر یک آدم طاغوتی بود .یک روز آمد در مغازه .یادم نیست چه میخواست ، ولی میدانم محمود چیزی به او نفروخت.دختر عصبانی شد ،تهدید هم کرد حتی!

شب با پدرش آمد در خانه مان .نه گذاشت نه برداشت ،محکم زد توی گوش محمود !محمود خواست جوابش را بدهد ،پدرم نگذاشت.میدانست پدرش توی دم و دستگاه رژیم ،برو بیایی دارد .هر جور بود قضیه را فیصله داد .

دختره دو سه بار دیگر هم آمد در مغازه . محمود چیزی به او نفروخت که نفروخت !میگفت :

"ما به شما بی حجاب ها ،هیچی نمیفروشیم ."


برچسب ها: شهید محمود کاوه-خاطرات شهدا-جبهه-شهدا-عکس شهدا-عکس رزمندگان-تهاجم فرهنگی-شهدای گمنام ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 29 آذر 1390 07:14 ق.ظ

یکشنبه 12 شهریور 1396 05:11 ق.ظ
I just like the valuable information you supply to
your articles. I'll bookmark your weblog and take a look at once more right here frequently.
I am moderately sure I'll be told many new stuff proper
right here! Best of luck for the following!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر